بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ
معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید
تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه
با غذا و میوه آن جشن افطاری کنید
البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها!
پیش فامیل مقابل آبروداری کنید!
میوه، شیرینی، شب پا تختی ام هم لازم است
پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید!
گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی
دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان
پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید!
هر چه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر
هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید!
در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب
کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه
چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید
ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک
دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید!
لامبادا و تانگو و بابا کرم یا هر چه هست
از هنرهاتان تماما پرده برداری کنید!
البته هر چیز دارد مرزی و اندازه ای
پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید!
حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری
با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید!
کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟
با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور
بی ادا و منت و هرگونه اطواری کنید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امشب شب آزادى ما گشت تمام
بايد بخوريم به خاطرش حتماً شام
زيرا كه پس از شوهر و زن بودن ما
پس نه خاطره ماند و نه يارى و نه نام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یادتونه بچه بودیم می گفتین
ایشاا…عروسیتون
حالا وقتشه تشریف بیارید! …

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم می‌کند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خانه‌ای ساخته‌ایم سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می‌طلبیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بسته‌ایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یادتونه بچه بودیم می‌گفتین

ایشاا.. خوشبخت بشین

حالا دعاتون مستجاب شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خانه ای ساخته ایم

سایه بانش همه عشق

زیر پا فرش غرور

و حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف و دیدار تو را می طلبیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در انتظاریم

با گل وجود خود

محفل آرای سرور ما باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می سراییم با هم شعر شکفتن را در باغی از آرزو

با نوایی از پیوند

با آمدنتان هم صدایمان باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

فانی ها دات کلم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم می‌کند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قلب من و تو را

پیوند جاودانه ی مهری ست در نهان

پیوند جاودانه ی ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما

این عهد بسته باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

روز وصل دوستداران یاد باد

مقدمتان به دیده منت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی رسم خوشایندی است

ما گره خواهیم زد

دلها را با عشق زندگی را با مهر

ما به یک آینه یک بستگی پاک قناعت داریم

مقدمتان را گرامی میداریم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خانه‌ای ساخته‌ایم سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می‌طلبیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حافظ شب هجران شد

بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد

ای عاشق شیدایی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با سنت عشق گرد هم می‌آییم

آنجا که دوست داشتن تنها کلام زندگی است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

معنای عشق چیست بجز عشق

بهم رسیدن یعنی آغاز

با هم ماندن یعنی زندگی

زندگی با عشق یعنی کامیابی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ادامه مطلب فراموش نشه

آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زیر بام سعادت پیمان مهر می‌بندیم

ما را در این میثاق همراه باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قلب من و تو را

پیوند جاودانه مهری است در نهان

پیوند جاودانه ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما این مهر بسته باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در پیشگاه حجت محض زمان مهدی(عج)

منجی جهان

منت‌دار حضور شمائیم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای کاش عشق را زبان سخن بود

آنها زندگی مشترک خود را جشن می‌گیرند

با تشریف فرمائی خود سرافرازشان فرمائید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بسته‌ایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در میان همه گلهای نجیب گل مریم چیدم

و در این محفل عشق با دوصد شاخه یاس

مقدم پاک شما یاران را همه گل می‌کاریم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محفلی ساخته‌ایم روشن از پرتو مهر سایبانش گل سرخ

بی‌ریا همچو سپهر

ما در این محفل انس، در عبادتکده نورانی خود

شوق روحانی دیدار تو در دل داریم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ما در این محفل انس، در عبادتکده نورانی خود

از دورترین فاصله‌ها به هم رسیدیم

و تا اوج بودن با همیم

با حضورتان شادیمان را دو چندان کنید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شاخ و دم که ندارد!

آدمیزاد احتمال دارد هر اشتباهی را مرتکب شود،

حالا مال ما یک کمی بد فرم تر بوده،

ازدواج کرده ایم!

شما هم خبطی مرتکب شوید،

بیایید دور هم، همدیگر را دست می اندازیم،

می خندیم،

حال می دهد به جان شما

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

وان یکاد بخوانید و در فراز کنید.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خدا هدیه ای به ادم داد
و مهر حوا را به دل او انداخت
باید آسمان را آذین می بست
ستاره ها را برق می انداخت
خدا لبخند زد
تنهایی فقط زیبنده خودش بود!
در جشن پیوند آسمانیمان، همه فرشته ها دعوت دارند! …….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آری آغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما             سور و عروسی را خدا ببرید بر بالای ما

زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکر     هر شب عروسیی دگر از شاه خوش سیمای ما

در گردن افکنده دهل در گردک نسرین و گل           کامشب بود دف و دهل نیکوترین کالای م

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای از عشق پاک من همیشه مست

من تو را آسان نیاوردم بدست

بارها این کودک احساس من

زیر باران های اشک من نشست

من تو را آسان نیاوردم بدست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک نفر آمده دنیای مرا سبز کند
خواب و بیداری و رویای مرا سبز کند
و به یمن نفس سبز و اهورایی عشق
از سرا تا به ثریای مرا سبز کند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سخن از پیوند سست دو نام
و هم آغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من است
سخن از دستان عاشق ماست
که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم
بر فراز شبها ساخته اند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل نشان شدسخنم تا تو قبولش کردی

آری آری سخن عشق نشانی دارد

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هرکسی بر حسب فکر گمانی دارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

” باز کن پنچره را من تو را خواهم برد

به سر رود خروشان حیات

آب این رود به سرچشمه نمیگردد باز

بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز “

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

……و…….

خانه ای میسازیم  در بلندای بهار

بر درخت احساس   روی گلبرگ گل نسترنی که از آن عشق خدا می روید

از احساس گل سرخ مدد می گیریم.

و دل کوچکمان خشنود ز دیدار شما می گردد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق بهانه آغاز بود آغاز قشنگترین صبحدمان زندگی
عشق بهانه سبز با هم زیستن بود
و اینک وصال…
بارش خوشبختی است بر آشیان عاشق ترین دستها
رونق بهاری ترین ثانیه های زندگی ما باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از دورترین فاصله ها به هم رسیدیم و تا اوج بودن با همیم
بهای عشق چیست به جز عشق
به هم رسیدن   یعنی آغاز
باهم ماندن   یعنی زندگی
زندگی با عشق    یعنی کامیابی

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

متنهای بسیار زیبا برای کارت عروسی

یادتونه بچه بودیم می گفتین
ایشاا…عروسیتون
حالا وقتشه تشریف بیارید!

دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید

آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست

برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم می‌کند

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است

بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

خانه‌ای ساخته‌ایم سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می‌طلبیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید

همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم

دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود

مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بسته‌ایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.

یادتونه بچه بودیم می‌گفتین

ایشاا.. خوشبخت بشین

حالا دعاتون مستجاب شد

خانه ای ساخته ایم

سایه بانش همه عشق

زیر پا فرش غرور

و حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف و دیدار تو را می طلبیم

قلب من و تو را

پیوند جاودانه ی مهری ست در نهان

پیوند جاودانه ی ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما

این عهد بسته باد

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.

روز وصل دوستداران یاد باد

مقدمتان به دیده منت

زندگی رسم خوشایندی است

ما گره خواهیم زد

دلها را با عشق                  زندگی را با مهر

ما به یک آینه         یک بستگی پاک قناعت داریم

مقدمتان را گرامی میداریم

معنای عشق چیست بجز      عشق

بهم رسیدن یعنی                آغاز

با هم ماندن یعنی               زندگی

زندگی با عشق یعنی           کامیابی

دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود

ای کاش عشق را زبان سخن بود

آنها زندگی مشترک خود را جشن می‌گیرند

با تشریف فرمائی خود سرافرازشان فرمائید

ما در این محفل انس، در عبادتکده نورانی خود

از دورترین فاصله‌ها به هم رسیدیم

و تا اوج بودن با همیم

با حضورتان شادیمان را دو چندان کنید.

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

شاخ و دم که ندارد!

آدمیزاد احتمال دارد هر اشتباهی را مرتکب شود،

حالا مال ما یک کمی بد فرم تر بوده،

ازدواج کرده ایم!

شما هم خبطی مرتکب شوید،

بیایید دور هم، همدیگر را دست می اندازیم،

می خندیم،

حال می دهد به جان شما

 

 

دلمان مي خواهد با نسيم سحري

شاخه اي از گل ياس

بوته اي از گل مريم

بغلي از گل از گل سرخ

همه را دسته کنيم

برگيريم و بسازيم سبدي از پر طاووس سپيد

تا دهيم مژده بر آنان که در اين بزم به ما پيوندند
------------------
من و او هم سفري يک دل و يک دانه شديم

هم ره دلشدگان راهي ميخانه شديم

قدمي رنجه کنيد و در ما بگشاييد

طرب اينجاست بياييد که پيمانه شديم
----------------
لانه‌اي ساخته‌اند با گل ياس سفيد

در فراسوي بهار، ما ترا مي‌خوانيم تا به لطف قدمت

اين دل كوچك ما گل به دامن بشود

در انتظاريم

با گل حضور خود

محفل آراي سرور ما باشيد
----------------------
آغاز زندگي نوين خويش را جشن مي‌گيرند

حضور شما در اين جمع نشانه پاكترين محبتهاست
--------------------
برانيم تا دلهايمان را به مهر پيوند زده

بهار را به استقبال برويم.

حضورت اي دوست

قدمهايمان را استوار و دلهايمان را گرم مي‌كند
-----------------
خدايا به هر آنكه دوست ميداري بياموز كه:

عشق از زندگي كردن بهتر است

و به هرآنكه دوست‌تر ميداري بچشان كه:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.
------------------
بار سفر بسته‌ايم به قصد درياي همدلي

در پگاه آغازين اين سفر همراهمان باشيد
-------------------
خانه‌اي ساخته‌ايم سايبانش همه عشق

زير پا فرش غرور در حصارش همه تكرار صفا

ما در اين جمع لطيف

لطف ديدار تو را مي‌طلبيم
------------------


مي‌خواهيم مهرباني را بياموزيم

موسم نيلوفران ما شما را مي‌خواند

--------------------------

پايان هر رفتن رسيدن است

و ما اكنون به نقطه‌اي رسيده‌ايم كه آغاز يك رفتن است

در اين آغاز همسفر ما باشيد
---------------
همتمان بدرقه راه كن اي طاير قدس

كه دراز است ره مقصد و ما نوسفريم
------------------
دست در دست هم نهاده‌ايم و سفره دوستي را در

دشت آرزوها گسترانده‌ايم تا هر خاطره‌اي را به

زيبايي در دلها بياوريم

كه زندگي تنها يادگاري از محبت است

شوق فشردن دستان شما برايمان انتظاري است شيرين
--------------------
آغاز مي‌كنيم زيستن را

پيوستن

و يكي شدن را

لطف حضور شما در جشن اين آغازمايه شادي ما خواهد بود
--------------
مرا به رجعت خورشيد باور است هنوز

دل بسته‌ايم به صبح سپيد، به سپيدي بلندترين تيله خورشيد

دل بسته‌ايم به زندگي، با ما باشيد.
----------------------
يادتونه بچه بوديم مي‌گفتين

ايشاا.. خوشبخت بشين

حالا دعاتون مستجاب شد
-------------------
خانه ای ساخته ایم

سایه بانش همه عشق

زیر پا فرش غرور

و حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف و دیدار تو را می طلبیم
-------------------
متن کارت عروسی ملیکا شریفی نیا
بسمه‌تعالی شأنه

با عمل به سنت پیامبر اعظم(ص) مجلس جشن و سرور به مناسبت وصلت میمنت اثر عروس خانوم ملیكاخاتون «نقاش‌باشی و آكتوریس» صبیه ‌آقا محمدرضا خان شریفی‌نیا و سركار علیه آزیتا خانوم حاجیان «از مشاهیر تیارت و سینما توقراف» و ماه‌داماد میرزا امیررضا «مدیر صنایع و طرب» ولدخلف محمودرضاخان طلاچیان از كسبه مومن و محترم بازار تهران و سركار علیه ایران خانوم سروربخش در منزل شخصی منعقد است.

مدعوین محترم از خواتین مكرمه و رجال معظم در یوم‌الجمعه به دارالضیافه نزول اجلال بفرمایند كه در آن انواع اطعمه و اشربه حلال و حلویات به نحو احسن مهیا می‌باشد و مراسم به قواعد اسلامی برقرار و مجلس از آلات لهو و لعب از جمله جاز و قیتار و ساكسیفون و ترومپت و دیگر آلات غنا مبرا و منزه بوده و متبرك به صلوات. لكن انواع كف و كل و بشكن و اصوات بلبلی بلااشكال است.